رییس جمعیت هلال احمر با ارسال پیامی درگذشت "محمد کاری" امدادگر وظیفه شناسی که در جریان کمک رسانی به آسیب دیدگان سیل شهرستان بهبهان به دیار حق شتافت را تسلیت گفت.
به
گزارش روابط عمومی جمعیت هلال احمر، در پیام ابوالحسن فقیه آمده است: خدمت
رسانی به انسانها در شرایط سخت و بحرانی و انجام خدمات بشر دوستانه و عام
المنفعه، امری خطیر و خدا پسندانه است که ایزد منان این توفیق را تنها نصیب
خوبان روزگار میکند.وی اضافه کرد: در این میان جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران عرصه پرفتوح و شکوهمند فداکاری و ایثارگری انسانهای بصیری است که در جهت نجات همنوعان خویش از جان مایه گذاشتند تا ترقی و تعالی جامعه انسانی رارقم زنند.
رییس جمعیت هلال احمر در ادامه افزود: بدینوسیله درگذشت جانگداز امدادگر ایثارگر "محمودکاری" را که در جریان امداد رسانی به آسیب دیدگان حادثه سیل اخیر شهرستان بهبهان به دیار حق شتافت را تسلیت عرض کرده؛ از خداوند رحمان برای آن مرحوم رحمت واسعه الهی و برای بازماندگان محترم شکیبایی و سلامتی مسالت میکنم.
"محمودکاری " در جریان سیل اخیر در شهرستان بهبهان در حین انجام عملیات نجات سه نفر از هموطنان سیل زده جان خود را از دست داد.
بی مقدمه
داشتیم آماده می شدیم برای امدادرسانی به مصدومان پایین تپه که با دستانش بی مقدمه کوبید تخت سینه ام ؛ پرت شدم اونطرف ...
همه چیز در یک ثانیه اتفاق افتاد.
تا به خودم آمدم که دلیل کارش را جویا شوم گلوله توپ تمام بدنش را تکه پاره کرده بود ...
داستان بالا صفحه چهاردهم کتابک از امداد تا ملکوت ویژه کنگره کشوری شهدای امدادگر جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران می باشد و نویسنده اثر نیز خود بنده هستم . انشالله به زودی ادامه داستان ها و نوشته های خودم را جهت استفاده شما دوستان و امدادگران عزیز در اینجا قرار خواهم داد.
طراحی و صفحه آرایی : سرکار خانم فهیمی
صاحب امتیاز : جمعیت هلال احمر استان فارس
نقل مطلب با ذکر منبع و نویسنده بلامانع است
تنگ ماهی ...
نزدیک سال تحویل بود .
مادر سفره هفت سین را چید و طاهره هم ظرف ماهی را کنار آینه گذاشت.
مریم خواست ظرف شیرینی را کنار آینه بگذارد که تنگ ماهی افتاد و ماهی روی سفره جست و خیز می کرد.
طاهره با سرعت ماهی را برداشت و توی باقیمانده آب تنگ انداخت.
مادر گفت : آفرین دخترم ؛ تو مثل پدر امدادگر شدی و جان ماهی را نجات دادی.
پدر از توی قاب عکس به طاهره لبخند میزد.
داستان بالا صفحه چهاردهم کتابک از امداد تا ملکوت ویژه کنگره کشوری شهدای امدادگر جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران
می باشد و نویسنده اثر نیز خود بنده هستم . انشالله به زودی ادامه داستان
ها و نوشته های خودم را جهت استفاده شما دوستان و امدادگران عزیز در اینجا
قرار خواهم داد.
طراحی و صفحه آرایی : سرکار خانم فهیمی
صاحب امتیاز : جمعیت هلال احمر استان فارس
نقل مطلب با ذکر منبع و نویسنده بلامانع است
کــــوله پشتی
صدای نزدیک شدن تانکهای عراقی به گوش می رسید.
از بالای تپه نگاهی انداختم.
آمبولانسی در حال نزدیک شدن بود.
دستهای خونینم را که تکان دادم ایستاد.
ولی عراقیها ردش را گرفته بودند ،تیر و خمپاره بود که به سمتش شلیک می شد.
کوله پشتی را برداشت و با سرعت به طرفم دوید .
آهی کشیدم و همانجا خوابیدم .
انگار عراقی ها دل خونی از او داشتند که امانش ندادند.
نویسنده : سینا بنافی
!!! جهت مشاهده تصویر در ابعاد واقعی بر روی آن کلیک کنید ...
داستان بالا صفحه چهارم کتابک از امداد تا ملکوت ویژه کنگره کشوری شهدای امدادگر جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران
می باشد و نویسنده اثر نیز خود بنده هستم . انشالله به زودی ادامه داستان
ها و نوشته های خودم را جهت استفاده شما دوستان و امدادگران عزیز در اینجا
قرار خواهم داد.
طراحی و صفحه آرایی : سرکار خانم فهیمی
صاحب امتیاز : جمعیت هلال احمر استان فارس
نقل مطلب با ذکر منبع و نویسنده بلامانع است
از پس ما را با این نشان بشناسید ...
از امـــــــــداد تا ملکــــــوت
نخستــــین کنگره کشـــوری
476 شــــــهید امــــــــــدادگر
جمعیت هــلال احمر جمهوری اسلامی ایران
.:: مکان : شـــــیراز ::.
سومین حرم اهل بیت (علیهم السلام) در ایران
شــــانزدهم تیـــــرمـــاه 1390
دبير ستاد كنگره كشوری شهدای امدادگر جمعيت هلال احمر از تغيير زمان برگزاری اولين كنگره كشوری شهدای امدادگر خبر داد.
نيما
توكلی، دبير ستاد كنگره كشوری شهدای امدادگر جمعيت هلال احمر، در گفتوگو
با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) با اعلام اين خبر گفت: اولين كنگره كشوری
شهدای امدادگر كه قرار بود ارديبهشتماه سالجاری به ميزبانی تهران برگزار
میشود، به زمان و مكان ديگری تغيير يافت.
وی با اشاره به اينكه اين كنگره 16 تيرماه سالجاری به ميزبانی استان فارس برگزار خواهد شد، افزود: اولين كنگره كشوری شهدای امدادگر با هدف تبيين رسالت انسان دوستانه ايثارگران شهيد جمعيت هلال احمر و تجليل از مقام والای اين شهيدان و خانواده آنها برگزار میشود.
توكلی با بيان اينكه تقويت و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت و امدادرسانی به آسيبديدگان از ديگر اهداف برگزاری اين كنگره است، اظهار كرد: در اين كنگره نمونههای بارز امدادگران ايثارگر جمعيت هلال احمر معرفی خواهند شد.
دبير ستاد كنگره كشوری شهدای امدادگر جمعيت هلال احمر با اشاره به اينكه كتاب يادمان شهدای امدادگر جمعيت هلال احمر در اين كنگره رونمايی میشود، بيان كرد: همچنين پيشنهاد ساخت هشت تنديس شهدای جمعيت هلال احمر به مديريت مجموعه ارائه شده است.
وی با بيان اينكه شهدای امدادگر اسوه صبر، استقامت و از خود گذشتگی هستند، يادآور شد: در اين كنگره پيگيری امور مفقودين از طريق صليب سرخ، اسكان اضطراری جنگزدگان، آموزش مقابله با حملات شيميايی و ... مورد بررسی قرار میگيرد.
توكلی با يادآوری اينكه طرح تكريم و تجليل ايثارگران جمعيت تدوين شده است، گفت: تجليل و تكريم خانواده شهدا، ايثارگران، آزادگان و رزمندگان جمعيت بهمنظور ارج نهادن به خدمات والای آنها در دوران هشت سال دفاع مقدس از مهمترين اهداف اجرای اين طرح است.
ابتدا عرض سلام و ادب و احترام. سال نو مبارک .
هر چند میدونم که این شعر تکراریه ، اما شنیدنش برای دل خودمون یه بار دیگه هم که شده بد نیست ...
آبی تــراز آنیــم کــه بیرنـگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
مـا آمــده بـودیــم تــا مـــرز رسیـدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیریم
مـا را بکُش و مُثله کن و خـوب بسوزان
لایــق کـه نبودیـم در این جنـگ بمیریم
یک جـرات پیــدا شدن و شعـر چکیدن
بـس بـود کـه با آن غزل آهنگ بمیریم
پای طلب و شوق رسیدن همه حرف است
بــد خــاطره ای نیــست اگـر لنگ بمیریم
تقصیــر کسی نیست که اینگونـه غریبیم
شاید کـه خــدا خواسته دل تنـگ بمیریم
فرصت بده ای روح جنون تا غزل بعد
در غیرت ما نیست که از سنگ بمیریم
هــــرگز نکنم شکـــوه و ناله نه گلایه
الحـق که در این دایره خونرنگ بمیریم
هفت سین جبهه
-
چییده بودیم تو سفره سربند و یک سرنیزه
بچه ها خیلی گشتن تو جبهه سیب نداشتیم
بجای سیب تو سفره کمپوتشو گذاشتیم
تو اون سفره گذاشتیم یه کاسه سکه و سنگ
سمبه به جای سنجد یه سفره رنگارنگ
اما یه سین کم اومد همه تو فکری رفتیم
مصمم و با خنده همه یک صدا گقتیم
به جای هفتمین سین تو سفره سر میزاریم
سر کــمه هر چی داریم پای رهــــبر می زاریم

-
لبخند خاکی :: مداح ناشي
داخل اتوبوس هم دست از سر ما برنميداشت. چپ و راست، وقت و بيوقت زيارت عاشورا ميخواند.
حتي اگر مجلس شادي بود، گريز ميزدند به صحراي كربلا.
مداح شروع به صحبت كرد و از ما خواست واقعه را پيش چشم خود مجسم كنيم و دلهايمان را روانهي ميدان كربلا.
قصد داشت به صورت سمعي و بصري، جز به جز ماجرا را توضيح دهد.
بلند گفت: «همهي اهل بيت كنار خيمه منتظرند، ذوالجناح آمد» سپس صداي شيههي اسب را درآورد.
وسط روضه، از ته ماشين يك نفر زد زير خنده، صداي خندهي بچههاي ديگر نيز بلند شد.





