در این جا تعدادی از عکسهای یادواره بزرگ شهدای امدادگر و بازدید از خانواده های معزز آنها را به شما تقدیم می کنیم. این عکسها به صورت هفتگی تعویض خواهند شد.
جهت دیدن عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...
جهت مشاهده ادامه مطلب کليک کنيد ...
در این جا تعدادی از عکسهای یادواره بزرگ شهدای امدادگر و بازدید از خانواده های معزز آنها را به شما تقدیم می کنیم. این عکسها به صورت هفتگی تعویض خواهند شد.
جهت دیدن عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...
شهادت مظلومانه سه ساله نازدانه ی ابا عبدالله الحسین (ع) تسلیت باد.

خاك اينجا آرام است و متين، اما اين خاكها و اين زمين به ريگها و سنگهاى دشت كربلا نمىرسند، سرخى شقايق زيباست اما نه به زيبايى غروب خورشيد . آسمان آبى است و كبود، اما نه به كبودى رخسار رقيه .
گريه كن! گريه كن! شايد در درياى چشمانت بتوانى پرستوى پرسوختهاى را در امواج متلاطم و خروشانى كه همچون شلاقى بر بدن او فرود مىآيد ببينى .
قصهى تو، قصهى امروز و فردا نبود . قصهى تو، غصهى بزرگى بود . قصهى تو قصهى مرگ بود . قصهى تو، قصهى جدايى از درياى عشق بود . نيلوفر كبودم! تو را پرپر كردند به جرم عشق با خورشيد . تو را از ساقه جدا كردند به جرم بودن در گلستان عشق، به ياد دارم اشكهاى بىصبرانهات را كه چون شبنمى از گوشهى چشمانتسرازير مىشدند و روى گلبرگهايت مىغلتيدند.
وحشيان با هر شلاقشان نقشى خونين بر ساقهات مىكشيدند . اما تو با آن همه ظرافتت دم بر نياوردى و همهى آن زخمها را به اميد ديدار نورى از خورشيد به جان مىخريدى.
تو، اى نيلوفر كبودم! تو كه بايد در آن ريگهاى گداخته با زنجيرهاى آهنين به هر سو كشيده مىشدى . با من سخن بگو، اى ناز دردانهى خورشيد . اى گل سرسبد گلستان عشق . . . بگو كه برگهايت را جدا كردند و نقشى كبود بر گلبرگهايت به يادگار گذاشتند .
دهه پرفروغ فجر بر همه فجر آفرینان مبارک باد.

و بالاخره فجر دمید ...
وخون هزاران لاله به ثمر نشست...
انقلاب پیروز شد...
ماه محرم نزديك بود و همه ميدانستند كه با طلوع اين ماه خيزش و جهش جديدي در انقلاب پيدا خواهد شد .
امام خميني چكيده فرهنگ اسلامي و جامعه شناس واقعي جامعه ايران بودند ، ظرفيت انقلاب محرم را خوب ميشناختند .
شادی ارواح طیبه شهدای انقلاب اسلامی صلوات - التماس دعا
ديگه باورم شده بر نمي گردي به خونه....... ديگه باورم شده چشمام اسير بارونه......
ديگه با صداي در منتظرت نمي مونم ......ديگه شعر بچگي ها مو برات نمي خونم......
ديگه من نمي خونم صداي كفش و پا مياد...... ديگه من نمي خونم انگار داره بابا مياد .....
ديگه در كه وا ميشه نمي دوم توي حياط.... ديگه تا اومدي تو، چايي نمي آرم برات ......
ديگه جانمازتو توي اتاق نمي ذارم .........اذيت نمي كنم، تسبيحتو برنمي دارم.......
ديگه توي بغلت رو زانوت نمي شينم .......ديگه ناز كردنتو، خنده ها تو نمي بينم......
حالا ديگه روي قبرت گل ميخك مي ذارم ..........قاب عكست روي ديواره برش نمي دارم...
تو مي موني توي اون خاطره هاي ناب من ............پسرت يادت نره بازم بيا به خواب من
......پسر کوچکت حسین

کليه حقوق معنوي اين وبلاگ متعلق به ستاد برگزاري يادواره شهداي امدادگر استان فارس مي باشد.
پايگاه امدادي نجاتگر - کانون دانشجويي هلال احمر دانشگاه آزاد اسلامي شيراز
Copyright © 2007-2009 NEJATGAR RESCUE BASE . All Rights Reserved