تبليغاتX
شهدای امدادگر :: گلهای همیشه بهار


تقديم به روح بلند و پرآوازه شهدا و به ويژه شهداي امدادگر (به پایگاه اطلاع رسانی گل های همیشه بهار خوش آمدید)                             در روزگاری که زر و زیور چشم مردمان را به خود خیره می کند هستند افرادی که به مدد امدادگران غیبی ، رسالت زنده نگاهداشتن یاد و خاطره امدادگران شهید را بر دوش می کشند و رنگ و بوی جامعه را با عطر دلارای ایثار و فداکاری معطر می سازند                      ستاد برگزاري يادواره شهداي امدادگر استان فارس ( پايگاه امدادي نجاتگر )

راستي راستي ياس بوي مهرباني مي‌دهد ها ... يكي مي‌گفت ارغواني‌اش محشر است ... راستش تا به حال ياس بو نكرده بودم ... ديروز آمد و گفت: برايت ياس آوردم ... چه عطر خوشي داشت ... بوي ياس تمام دلم را برداشت ... عطرش توي تمام رگ‌هايم جاري شد ... جاري شد و من مست شدم ...

 جاري شد و من دلتنگ شدم ... جاري شد و من بي‌تاب شدم ... و فاصله‌ي من تا يادآوري آن اتفاق، همين مستي بود و دلتنگي و بي‌تابي ... راستي ياس پرپر ديده‌اي؟! ... ياس كبود؟! ... ياس سوخته چه‌طور؟! ... ديده‌اي پهلوي ياس بشكند؟! ... من نمي‌فهمم ... مي‌شود به من بگويي پهلوي شكسته دردش بيشتر است يا دل شكسته؟ ... من نمي‌فهمم ...

در كه آتش بگيرد، ياس كه پرپر بشود، علي كمرش مي‌شكند، نه؟ ... مادر، مقدس است، عشق هم ... عشق مادر به فرزند كه ديگر زبانزد است ... حالا اگر آن مادر، فاطمه باشد و آن فرزند، محسن ... آسمان هم قد خم مي‌كند از اين داغ ... ديگر قلمم ياري نمي‌كند ... بوي ياس مي‌پيچد و چشمانم را تر مي‌كند ... راستي راستي ياس بوي مهرباني مي‌دهد ...

# نوشته شده در تاريخ   یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387.  توسط گمنام  | 


 
جاذبه ی خاک به ماندن می خواند و آن عهد باطنی،به رفتن.عقل به ماندن می خواند و عشق به رفتن.... و این هردو را خداوند آفریده است تا وجود انسان، درآوارگی و حیرت میان عقل و عشق معنا شود و ...

 

و شهدا عشق را برگزیدند... 

 

# نوشته شده در تاريخ   شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387.  توسط گمنام  | 


 

 به خون پاک اباعبدالله قسم، شهداء خیلی مظلومند!!!

مظلوم‌تر از چیزی که من و شما فکرش را می‌کنیم، می‌بینیم و یا می‌شنویم!!!

نمی‌دونم گریه کنم، بخندم، بی‌تفاوت باشم، ببینم و افسوس و آهی و بعد بگذرم و دوباره روز از نو، روزی از نو و انگار نه انگار .....

 


یه داستان!!!

 گفت:اسکله چه خبر ؟؟؟

گفتم:منتظر شماست بری شهید شی !!!

خندید و رفت ، وقتی جنازشو آوردن گریم گرفت.

گفتم:من شوخی کردم ، تو چرا شهید شدی ...

# نوشته شده در تاريخ   جمعه ششم اردیبهشت 1387.  توسط گمنام  | 


تقدیم به تنها نجاتگر عالم هستی مهدی موعود(عج)

 

آهاي آقا...
آهاي خانوم...
يه شاخه گل ازم بخر...
از همه نوع، از همه رنگ، هرچي دلت ميخواد ببر... اين يكي ياسه بخدا... به رنگ و روش نگاه نكن... تمومه ياسا سفيدن...
اين يكي رنگ نيلوفر... اين گل سرخ نازنين... يه معركست بيا ببين... شكفتنش دوباره بود...
ماه رمضون، تو اون سحر... اصلا بيا اينو ببين... شقايقه، نفهميدي؟... شرمندتم سر نداره... يه شاهگله بدون سر...
يه شاخه لاله هم دارم... ببين چه ناز و خوشگله... دو برگش افتاده زمين... به ضرب داس و با تبر...
يه غنچه محمدي دارم برات، دل ميبره... شكوفه بود كه چيدنش... گلچينا با تير سه سر...
دسته گلاي ناز من زينت و تاج عالمن... بهاش يه قلب لرزونه... يه عاشقي، يه چشم تر...
حالا اگه پسنديدي... هر كدومو خواستي ببر... تـو رو خـدا فـقط بگـو.....

از گل نـرگـس چــه خبــر؟

 

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

# نوشته شده در تاريخ   جمعه ششم اردیبهشت 1387.  توسط گمنام  | 





کليه حقوق معنوي اين وبلاگ متعلق به ستاد برگزاري يادواره شهداي امدادگر استان فارس مي باشد.

 پايگاه امدادي نجاتگر - کانون دانشجويي هلال احمر دانشگاه آزاد اسلامي شيراز

 Copyright © 2007-2009 NEJATGAR RESCUE BASE . All Rights Reserved