تبليغاتX
شهدای امدادگر :: گلهای همیشه بهار


تقديم به روح بلند و پرآوازه شهدا و به ويژه شهداي امدادگر (به پایگاه اطلاع رسانی گل های همیشه بهار خوش آمدید)                             در روزگاری که زر و زیور چشم مردمان را به خود خیره می کند هستند افرادی که به مدد امدادگران غیبی ، رسالت زنده نگاهداشتن یاد و خاطره امدادگران شهید را بر دوش می کشند و رنگ و بوی جامعه را با عطر دلارای ایثار و فداکاری معطر می سازند                      ستاد برگزاري يادواره شهداي امدادگر استان فارس ( پايگاه امدادي نجاتگر )

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم اياك نعبد و اياك نستعين
مي‌خواهم زبان خامه را به سينه كاغذ آشنا كنم و نقشي از رخ آن زيبا را بر اين سينه سفيد منقّش كنم؛ اما قلم را توانايي اين كار نيست. كاغذ را تحمل اين نقش نيست.
مي‌خواهم امواج خروشان احساس را به مهار عقل در زندان تن محبوس كنم؛ اما عقل را توان به بند كشيدن دل نيست. تن را قدرت نگه داشتن روح نيست.
چشمانم را مي‌بندم.
مي‌خواهم تصويري از جمال رعناي يار را در ذهن تصور كنم؛ اما ذهن متصوّر چنين تصويري نيست. آن جمال زيبا را كسي قادر به تصوير نيست.
مي‌خواهم مرغ انديشه را از پرواز در آسمان خون‌رنگ عشق باز دارم؛ اما او را هيچ قيدي قادر به مقيد ساختن نيست. اين آسمان خويشتن را از طيران اين مرغ باز داشتن ثواب نيست.
قلم را دوباره به چرخشي وامي‌دارم. امواج خيره سر احساس به ساحل اطمينان هجوم مي‌آورند. آن يار رعنا تمام قد در تيغ قله عشق به تماشا ايستاده است. مرغ انديشه به پرواز خويشتن ادامه مي‌دهد. كاغذ از سياهي قلم نقش مي‌پذيرد. دل زبان گشوده كه:
اي نازنين دلبر. تو مرا هم‌چون شبنم صبحگاهي پاك خواسته بودي و من روسياه، از نوك پا تا فرق سر. به تو خود حال مرا مي‌بيني. شيطان را به دوستي برگزيدم و تو روزگارم را مي‌بيني؛ ولي هرگز از روي طغيان سر از فرمانت نپيچيده‌ام. هرگز از روي عمد بر خلاف دوستي‌ات عمل نكرده‌ام.
هرگز ! خود مي‌داني حتي آن هنگام كه طعم گناه از دهانم زايل نگشته بود، فكر تو آن را تلخ مي‌كرد كه هرگز گناه لذّتي نداشته است.
خود مي‌داني همواره پشيمان بودم؛ ولي چه كنم كه بر وجود كثيفم شيطان تسلّط پيدا كرده بود. هر گاه خواسته بودم كه رو به سويت نهم، اين نفس مرا باز داشته و هر گاه به اهل اين جا نظر داري و من سر از پا نشناخته، به اين جا آمده‌ام. شتاب داشتم تا به اين جا برسم پاي برهنه، جامه‌دريده، چشم گريان، با تني ريش به اين جا رسيده‌ام.
چشمانم كم‌سو گشته است. تنم زار گشته است. پاهايم مجروح است و دلم پريشان است. آيا تو مرا خواهي پذيرفت؟ آيا براي ديدنت حالي جز اين مي‌خواهي؟ آيا براي وصالت، مهريه‌اي بالاتر از اين خواستاري؟
پس كي بر من ناتوان نظرخواهي افكند؟
اي خون، فوران كن!
اي تن، پاره شو!
اي چشم كور شو!
بگذار دستانم بشكند؛ پاهايم قطع شود؛ مغزم پريشان شود. مگرتو اين را نمي‌خواهي؟ مگر تو اين را قبول نمي‌كني؟ پس تو مي‌گويي چه كنم؟ بهاي دينت را، اين جان ناقابل قرار داده‌اي؟
پس اي خصم مرا بكش!
بر درگهت انتظار تلخ است.
براي ديدنت، انتظار سخت است.
براي وصالت صبر نتوان كرد.
مرا به انتظار مگذار.
هر كسي خواسته است بر شيطان پشت پا زند، هر كسي خواسته است راه ميان‌بُر را انتخاب كند، هر كسي خواسته است با تو دمساز شود، هر كسي خواسته است با تو هم‌سخن شود، به اين جا شتافته است؛ و من نيز از آن‌ها تبعيت كرده‌ام.
آيا مرا هم قبول خواهي كرد؟
هيچ كس وقتي بدن پاره‌پاره‌ام را ديد، گريه نكند! احدي وقتي چشم بر تن بي‌روحم دوخت، گريه نكند كه اين تن جز قفسي نيست كه اين پوست و استخواني بيش نيست. اين بدن پوسته صدفي بيش نيست. مرواريدش را تقديم يار كرده‌ام و حقش هم همين است! بر من قبري نسازيد!
مرا از يادها ببريد!
مني نبوده‌ام؛ مني وجود نداشته.

ستاد بزرگداشت شهدای امدادگر استان فارس

# نوشته شده در تاريخ   چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387.  توسط گمنام  | 


میلاد سراسر نور حضرت فاطمه معصومه (س) و آغاز دهه پر برکت کرامت گرامی باد .

خاك قم گشته مقدس از جلال فاطمه                             نور باران گشته این شهر از جمال فاطمه

گر چه شهر قم شده گنجینه علم و ادب                                 قطره‌ای باشد ز دریای كمال فاطمه

تابش شمع و چراغ و كهربایی نورها                                      باشد از نقد جمال بی مثال فاطمه

صافی آیینه ایوان نیكو منظرش                                             گوشه‌ای از صافی قلب زلال فاطمه

عطر آگین گشته گر این بارگاه جنتی                           این نسیمی است از عبیر بی همال فاطمه

بر سر ما سایه افكن از كرامت ای بتول                          شد سعید آن كس كه بُد اندر ظلال فاطمه

آفت دلها غم است بر درگه معصومه‌ام                                    حرمت من حرمت عز و جلال فاطمه

یارب از غمها مرا برهان هم از افسردگی                                عفو كن ما را به قلب پر ملال فاطمه

كبریا از درگهش كس را نكرده ناامید                                 خاصه آنكو داشت پشتیبان مثال فاطمه

 

 روابط عمومی ستاد بزرگداشت شهدای امدادگر استان فارس

Info@Shohada-Emdadgar.ir

# نوشته شده در تاريخ   پنجشنبه نهم آبان 1387.  توسط گمنام  | 


پایگاه امدادی نجاتگر در اردوی نظامی فرهنگی فداییان رهبری که از دوم لغایت چهارم آبان ماه برگزار گردید شرکت داشت.

به گزارش روابط عمومی پایگاه امدادی نجاتگر ، این پایگاه با استقرار بهداری امدادگر شهید رسول ایزدی و یک دستگاه آمبولانس در منطقه عمومی رزمایش فداییان رهبری به بسیجیان حاضر در این رزمایش امدادرسانی کرد.

در این برنامه که از دوم آبان ماه لغایت چهارم آبان ماه سال جاری در اطراف شیراز برگزار گردید تمامی امدادگران و پزشک این پایگاه در حال آماده باش بوده و به صورت شبانه روزی اقدام به یاری رسانی نمودند. سردار مینایی و همچنین سرهنگ بیانی فرمانده سپاه ناحیه شیراز با حضور در منطقه عمومی رزمایش از زحمات امدادی چند ساله پایگاه نجاتگر تشکر و قدردانی کردند.

پایگاه امدادی نجاتگر در تمامی اردوهای نظامی فرهنگی پایگاه مقاومت شهید تفاح با بهره گیری از کلیه تجهیزات و نیروهای خود به پیشگیری و امداد رسانی پرداخته است. ضمنا متذکر می شود در این اردوی نظامی فرهنگی که به همت پایگاه های مقاومت شهید تفاح مسجد رقیه (س) و پایگاه مقاومت حمزه سید الشهدا مسجد حسینی برگزار شد بیش از سیصد نفر از بسیجیان شرکت داشتند.

# نوشته شده در تاريخ   یکشنبه پنجم آبان 1387.  توسط گمنام  | 





کليه حقوق معنوي اين وبلاگ متعلق به ستاد برگزاري يادواره شهداي امدادگر استان فارس مي باشد.

 پايگاه امدادي نجاتگر - کانون دانشجويي هلال احمر دانشگاه آزاد اسلامي شيراز

 Copyright © 2007-2009 NEJATGAR RESCUE BASE . All Rights Reserved