تبليغاتX
شهدای امدادگر :: گلهای همیشه بهار


تقديم به روح بلند و پرآوازه شهدا و به ويژه شهداي امدادگر (به پایگاه اطلاع رسانی گل های همیشه بهار خوش آمدید)                             در روزگاری که زر و زیور چشم مردمان را به خود خیره می کند هستند افرادی که به مدد امدادگران غیبی ، رسالت زنده نگاهداشتن یاد و خاطره امدادگران شهید را بر دوش می کشند و رنگ و بوی جامعه را با عطر دلارای ایثار و فداکاری معطر می سازند                      ستاد برگزاري يادواره شهداي امدادگر استان فارس ( پايگاه امدادي نجاتگر )

اين مردم در دلشان از شما بيشتر ترس دارند تا از خدا زيرا آنها هيچ شعوري ندارند. (يهودان) بر جنگ با شما جمع نمي شوند مگر در قريه ي محكم يا پشت ديوار كارزار بين خودشان سخت است شما آنها را جمع و متفق مي پنداريد در صورتي كه دلهايشان سخت متفرق است زيرا آنها داراي فهم و عقل نيستند.

 ((سوره حشر آيه ۱4))

غزه در آتش و خون !!! 

باز طعم گس سياست و سياسي كاري، قصه تلخ و تكراري توحش مدعيان حقوق بشر، و ناكامي سياستمداران كهنه‌كار در سانسور حقايق و ذبح واقعيت در برابر دوربين‌هاي فيلمبرداري و عكسبرداري عده‌اي اجير شده.

... و باز داستان حقي كه ديده نمي‌شود، مردماني كه زير نور شمع گذران عمر مي‌كنند و كودكاني كه در دستان كوچكشان تكه سنگي است از جنس نفرت. ... و باز نگراني و پريشاني دختركان معصوم با لباس‌هاي چين‌دار، دستان ترك خورده خردسالان از سرما، تابوت‌هاي بي‌شمار در حال گذر در كوچه پسكوچه‌هاي شهر، گريه‌هاي پنهاني يك پدر پير و بچه‌هايي كه مدرسه‌اشان خراب شده است.
خداي من! مگر در سرزمين سيم‌هاي خاردار و گريه‌هاي كودكان چيز ديگري باقي‌مانده است كه غاصبان ظالم از آن هم نمي‌گذرند؟ مگر مي‌توان در عالم سياست تا آنجا پيش رفت كه جان آدم‌ها به چشم نيايد و اشك مظلومان ديده نشود؟

خداي من! كجايند آن‌ها كه فرياد حقوق بشرشان گوش دنيا را كر كرده است؟ چرا كسي در حمايت از مردمان درمانده غزه امضا جمع نمي‌كند؟ راستي! چند ميليون امضا لازم است تا حقانيت كودكان بي‌گناه و مردم بي سلاح غزه را ثابت كند؟؟؟

كجايند مرفهان بي‌دردي كه در برابر ظلم به برادران و خواهرانشان مهر سكوت بر لب‌ها زده‌اند و در عوض تمام هم و غمشان را براي جعل نام خليج هميشگي فارس گذاشته‌اند؟ و خدايا تو خود مي‌داني كه سكوت ننگ است.

خداي من! كجايند قومي كه براي دخالت در پرونده هسته‌اي ايران تا دورترين نقاط دنيا مي‌روند و در عوض جنايت در بيخ گوش خود را نمي‌بينند و دم برنمي‌زنند تا روابط مه‌آلود سياسي و ننگين خود را ادامه دهند. و خدايا تو خود مي‌داني كه سكوت ننگ است. ... و من تصوير دخترك معصوم با موهاي ژوليده، چشمان سبز خيس با لباس‌هاي رنگين مندرس كه در حال تماشاي جنازه برادر خردسالش است را بارها مرور و ‌بغض كرده‌ام. و خدايا تو خود مي‌داني كه سكوت ننگ است.

غزه در خون مي غلطد وجهان در خوابي عميق است .......

ستاد بزرگداشت شهدای امدادگر استان فارس

# نوشته شده در تاريخ   شنبه بیست و یکم دی 1387.  توسط گمنام  | 


اينجا در حريم ياس زهرا (س) بوي عطر سيب و ترنم دل‌انگيز حسين(ع) حسين (ع) دل را مي‌لرزاند. دردانه رسول خدا (ص) اينک در عزاي فرزند پاکش به سوگ نشسته است امشب ،شب عاشورا زهرا (س) ميزبان زائران سالار شهيدان (ع) است.

 چند بار زينب (س)، اين فاصله را دويد؛ 7 مرتبه نه 70 مرتبه؛ اينجا قرباني سيد الشهداء و محرم اين حج به هفت بار قانع نيست؛ اينجا کار از هر وله اي مي‌گذرد يکبار.

موهاي سياه زينب سپيد مي‌گرد و قامتش خم مي‌شود؛ چه فاصله کوتاهي است بين صفا و مروه ي عباس (ع) با مولايش حسين (ع) اما براي زينب چه طولاني است؛ ديگر زينب توان ندارد تا قدم از قدم بردارد به سراغ کدام برود خارهاي همين خاک پاهاي رقيه را آزرد و زينب دو برادر را رها کرد و فرياد زد: عمه جان آمدم.

روابط عمومی ستاد بزرگداشت شهدای امدادگر استان فارس

# نوشته شده در تاريخ   سه شنبه هفدهم دی 1387.  توسط گمنام  | 


برای رضای خدا در جبهه هستم ، نه چیز دیگری .

حال اگر این امر نباشد آن بسیجی یا امدادگر واقعی نیستم ؛ بلکه از حال خراب خودم هست و نه چیز دیگر .....

قسمتی از نامه ارسالی امدادگر شهید حسین جوان


  ۱۲ دی ماه سالروز شهادت امدادگر خستگی ناپذیر ، مرد میدان نبرد حق علیه باطل شهید حسین جوان گرامی باد.

شهیدحسین جوان در ۲۹ فروردین ماه ۱۳۴۶ در خانواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود . این شهید پس از گذراندن تحصیلات خود وارد جمعیت هلال احمر شد و از این طریق به جبهه های حق علیه باطل اعزام گردید .

 این شهید بزرگوار پس از رشادت های فراوان در تاریخ ۱۲ دی ماه ۱۳۶۵ در جزیره مینو به درجه رفیع شهادت نایل گردید.

روحش شاد و یادش گرامی

ستاد بزرگداشت شهدای امدادگر استان فارس 

# نوشته شده در تاريخ   پنجشنبه دوازدهم دی 1387.  توسط گمنام  | 


 

صدای پای کاروانیان است می شنوی ؟
مظلومان آل ابراهیم را میگویم آمدند...

آسمان آبی بود و زمین مدینه از هرم سوزان خورشید تفتیده، و اینجا محله بنی هاشم .

حسینم! برادر! شنیده ام که قصد سفر داری، منم ، محمد، زاده حنفیه

ای سوار سرگران، کم کن شتاب              جان من لختی سبکتر زن  رکاب

جان برادر تو بهترین و عزیزترینی و من در پند تو سزاوارترین.

یگانه هستی! قدری درنگ کن! راه سخت است و نا هموار، و اهریمنان در کمین نشسته اند، مبادا فریب اهل عراق، ستون خیمه علویان را واژگون سازد ؟

جان جانان! چون دل به راه سپرده ای؛ لااقل از راهی سفر کن که عبد الله زبیر بدان سو رفت، تا گرفتار گرگان بنی امیه نگردی .

 و حسین، زاده فاطمه در پاسخ  می گوید : برادرم محمد؛ به سوی مکه می روم و از سرزمین حرام به سوی دل روانه خواهم شد .

نیایم "رسول گرامی اسلام" را در رویایی راستین دیدم که می فرمود: حسین به سوی خدا بشتاب ، خدای بزرگ چهره لاله گون تو را می خواهد ، در حالی که خاندانت در دست همراهیان ابلیس گرفتارند ، دست هایشان بسته و در روی شتران بدون کجاوه به این سو و آن سو رهسپار .

 فرا رسیدن محرم حسینی بر همه عاشقان اهل بیت تسلیت باد.

روابط عمومی ستاد بزرگداشت شهدای امدادگر استان فارس

# نوشته شده در تاريخ   دوشنبه نهم دی 1387.  توسط گمنام  | 





کليه حقوق معنوي اين وبلاگ متعلق به ستاد برگزاري يادواره شهداي امدادگر استان فارس مي باشد.

 پايگاه امدادي نجاتگر - کانون دانشجويي هلال احمر دانشگاه آزاد اسلامي شيراز

 Copyright © 2007-2009 NEJATGAR RESCUE BASE . All Rights Reserved