تبليغاتX
شهدای امدادگر :: گلهای همیشه بهار


تقديم به روح بلند و پرآوازه شهدا و به ويژه شهداي امدادگر (به پایگاه اطلاع رسانی گل های همیشه بهار خوش آمدید)                             در روزگاری که زر و زیور چشم مردمان را به خود خیره می کند هستند افرادی که به مدد امدادگران غیبی ، رسالت زنده نگاهداشتن یاد و خاطره امدادگران شهید را بر دوش می کشند و رنگ و بوی جامعه را با عطر دلارای ایثار و فداکاری معطر می سازند                      ستاد برگزاري يادواره شهداي امدادگر استان فارس ( پايگاه امدادي نجاتگر )

  ۲۳ تیرماه سالروز شهادت امدادگر خستگی ناپذیر جبهه ها ، شهید عبدالرحمن قاسمی نژاد قصرالدشتی تسلیت باد .


گزیده وصیت نامه شهید عبدالرحمن قاسمی نژاد قصرالدشتي

 اشهد ان لا اله الله

 اشهد ان محمدا رسول الله

 اشهد ان علی ولی الله

 این وصیت نامه را موقعی که یکساعت به حمله باقی مانده می نویسم ؛ هدف از اینکه هجرت از دیار و سنگر نشینی و زیر آتش دشمن را ترجیح داده ام این است که خداوند امروز را درنظر بگیرید و فردا ی قیامت از جرم ما بگذرد .

از پدر و مادرم و کلیه قوم و خویشان می خواهم که مرا حلال کنن و شما ای مادر و ای خواهرانم برایم گریه نکنید سیاه نپوشید و زینب وار پیام رسان خون شهیدتان باشید.

 از پدرم می خواهم که مرا به عنوان هدیه ای به اسلام بنگرد و برادران و خواهرانم تا آنجا که می توانید خون جوانان را و این جوانان شهید و این سربازان مهدی را محترم بشمارید.

 امدادگر جمعیت هلال احمر شیراز


روابط عمومی ستاد بزرگداشت شهدای امدادگر استان فارس 

# نوشته شده در تاريخ   سه شنبه بیست و سوم تیر 1388.  توسط گمنام  | 


 

فرا رسیدن سوم خرداد ؛ سالروز آزادسازی خرمشهر از چنگ استکبار گرامی باد.

گل های بی نشان

[ تقدیم به گمنام ترین شهیدان ]

 اینجا مزار و باغ شهیدان بی سر است            گل های ما شقایق زیبای پرپر است

 در باغ ما چو پا بنهی اندکی درنگ                 ناگفته های ما ز بسی گفته بهتراست

 گر پیکر زمینی ما تیر و ترکش است                   بر جان آسمانی ما زخم خنجر است

ما عاشقان سرخ به خون ها نشسته ایم                این لاله های پرپر ما راز دلبر است

 این قبر یک دلاور میدان جبهه ها ست        شاید که یک بسیجی و سرباز و افسر است

ما را مبین که خفته به خاکیم در زمین            هریک ز ما به رزم خودش یک دلاور است

 این آیه را بخوان و مپندار مرده ایم                       ما زنده ایم و نزد خدا رزق دیگر است

دشمن نپرورد به سر خود خیال خام                ایران پر از جوان بسیجی سراسر است

 با خصم دون بگو که بترسد ز خشم ما                       فـریاد مـا بلنـدی الله اکبـر است

 مـا رهـروان راه ولایـت همیـشه ایم                        این پیـروان پاک خمیـنی رهبـر است

 

# نوشته شده در تاريخ   یکشنبه سوم خرداد 1388.  توسط گمنام  | 


بسوز ای دل که امروز اربعین است

عزای پور ختم المرسلین است

قیام کربلایش تا قیامت

سراسر درسْ بهر مسلمین است

دلا کوی حسین عرش زمین است

مطاف و کعبه دل‏ها همین است

اگر خیل شهیدان حلقه باشند

حسین بن علی، آن را نگین است

دل ما در پی آن کاروان است

که از کرب و بلا، با غم روان است

چه زنجیری به دست و بازوان است

که گریان دیده روح الامین است

به یاد کربلا دل‏ها غمین است

دلا خون گریه کن چون اربعین است

فرا رسیدن اربعین حسینی بر کلیه عاشقان اباعبدالله الحسین تسلیت باد !!!

ستاد بزرگداشت شهدای امدادگر استان فارس

# نوشته شده در تاريخ   یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387.  توسط گمنام  | 


اينجا در حريم ياس زهرا (س) بوي عطر سيب و ترنم دل‌انگيز حسين(ع) حسين (ع) دل را مي‌لرزاند. دردانه رسول خدا (ص) اينک در عزاي فرزند پاکش به سوگ نشسته است امشب ،شب عاشورا زهرا (س) ميزبان زائران سالار شهيدان (ع) است.

 چند بار زينب (س)، اين فاصله را دويد؛ 7 مرتبه نه 70 مرتبه؛ اينجا قرباني سيد الشهداء و محرم اين حج به هفت بار قانع نيست؛ اينجا کار از هر وله اي مي‌گذرد يکبار.

موهاي سياه زينب سپيد مي‌گرد و قامتش خم مي‌شود؛ چه فاصله کوتاهي است بين صفا و مروه ي عباس (ع) با مولايش حسين (ع) اما براي زينب چه طولاني است؛ ديگر زينب توان ندارد تا قدم از قدم بردارد به سراغ کدام برود خارهاي همين خاک پاهاي رقيه را آزرد و زينب دو برادر را رها کرد و فرياد زد: عمه جان آمدم.

روابط عمومی ستاد بزرگداشت شهدای امدادگر استان فارس

# نوشته شده در تاريخ   سه شنبه هفدهم دی 1387.  توسط گمنام  | 


 

صدای پای کاروانیان است می شنوی ؟
مظلومان آل ابراهیم را میگویم آمدند...

آسمان آبی بود و زمین مدینه از هرم سوزان خورشید تفتیده، و اینجا محله بنی هاشم .

حسینم! برادر! شنیده ام که قصد سفر داری، منم ، محمد، زاده حنفیه

ای سوار سرگران، کم کن شتاب              جان من لختی سبکتر زن  رکاب

جان برادر تو بهترین و عزیزترینی و من در پند تو سزاوارترین.

یگانه هستی! قدری درنگ کن! راه سخت است و نا هموار، و اهریمنان در کمین نشسته اند، مبادا فریب اهل عراق، ستون خیمه علویان را واژگون سازد ؟

جان جانان! چون دل به راه سپرده ای؛ لااقل از راهی سفر کن که عبد الله زبیر بدان سو رفت، تا گرفتار گرگان بنی امیه نگردی .

 و حسین، زاده فاطمه در پاسخ  می گوید : برادرم محمد؛ به سوی مکه می روم و از سرزمین حرام به سوی دل روانه خواهم شد .

نیایم "رسول گرامی اسلام" را در رویایی راستین دیدم که می فرمود: حسین به سوی خدا بشتاب ، خدای بزرگ چهره لاله گون تو را می خواهد ، در حالی که خاندانت در دست همراهیان ابلیس گرفتارند ، دست هایشان بسته و در روی شتران بدون کجاوه به این سو و آن سو رهسپار .

 فرا رسیدن محرم حسینی بر همه عاشقان اهل بیت تسلیت باد.

روابط عمومی ستاد بزرگداشت شهدای امدادگر استان فارس

# نوشته شده در تاريخ   دوشنبه نهم دی 1387.  توسط گمنام  | 


فرا رسیدن هفته پرخیر و برکت بسیج بر تمامی بسیجیان سلحشور گرامی باد.

بسيج شجرة طيبّه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفه‌هاي آن بوي بهار وصل و طراوات تعيين و حديث عشق مي‌دهد.

روابط عمومی ستاد بزرگداشت شهدای امدادگر استان فارس (پایگاه امدادی نجاتگر)

# نوشته شده در تاريخ   شنبه دوم آذر 1387.  توسط گمنام  | 


میلاد سراسر نور حضرت فاطمه معصومه (س) و آغاز دهه پر برکت کرامت گرامی باد .

خاك قم گشته مقدس از جلال فاطمه                             نور باران گشته این شهر از جمال فاطمه

گر چه شهر قم شده گنجینه علم و ادب                                 قطره‌ای باشد ز دریای كمال فاطمه

تابش شمع و چراغ و كهربایی نورها                                      باشد از نقد جمال بی مثال فاطمه

صافی آیینه ایوان نیكو منظرش                                             گوشه‌ای از صافی قلب زلال فاطمه

عطر آگین گشته گر این بارگاه جنتی                           این نسیمی است از عبیر بی همال فاطمه

بر سر ما سایه افكن از كرامت ای بتول                          شد سعید آن كس كه بُد اندر ظلال فاطمه

آفت دلها غم است بر درگه معصومه‌ام                                    حرمت من حرمت عز و جلال فاطمه

یارب از غمها مرا برهان هم از افسردگی                                عفو كن ما را به قلب پر ملال فاطمه

كبریا از درگهش كس را نكرده ناامید                                 خاصه آنكو داشت پشتیبان مثال فاطمه

 

 روابط عمومی ستاد بزرگداشت شهدای امدادگر استان فارس

Info@Shohada-Emdadgar.ir

# نوشته شده در تاريخ   پنجشنبه نهم آبان 1387.  توسط گمنام  | 


عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت                صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت

 

فرا رسيدن عيد سعيد فطر بر تمامي مسلمانان و روزه داران واقعي مبارك باد.

 

روابط عمومی ستاد یادواره شهدای امدادگر استان فارس (پایگاه امدادی نجاتگر)

 

# نوشته شده در تاريخ   سه شنبه نهم مهر 1387.  توسط گمنام  | 


 فرا رسیدن ۳۱ شهریور ، آغاز هفته دفاع مقدس بر همه مردم انقلابی و فهیم جمهوری اسلامی ایران مبارک باد.

می‌خواهم بگویم که این جنگ یک گنج است. آیا ما خواهیم توانست این گنج را استخراج کنیم یا نه؟ این هنر ماست که بتوانیم استخراج کنیم.

 امام سجاد علیه‌السلام توانست همان چند ساعت، گنج عاشورا را استخراج کند.

 امام باقر علیه‌السلام و ائمه بعد از ایشان استخراج کردند و آنچنان این چشمه جوشان را جاری نمودند که هنوز هم جاری است و همیشه در زندگی مردم منشأ خیر بوده، همیشه بیدار کرده، همیشه درس داده و یاد داده که چه کار باید کرد، الان هم‌ همین‌طور است.

 ستاد یادواره شهدای امدادگر استان فارس

 

# نوشته شده در تاريخ   یکشنبه سی و یکم شهریور 1387.  توسط گمنام  | 


 

# نوشته شده در تاريخ   یکشنبه سی و یکم شهریور 1387.  توسط گمنام  | 


رمضان ماهی است که ابتدایش رحمت ، میانه اش مغفرت و پایانش رهایی از آتش جهنم است.

 

حلول ماه مبارک رمضان بر همه مسلمانان جهان مبارک باد.

 

روابط عمومي ستاد یادواره شهدای امدادگر استان فارس

Info@Shohada-Emdadgar.ir

# نوشته شده در تاريخ   دوشنبه یازدهم شهریور 1387.  توسط گمنام  | 


طاووس كبریایى!اى هدیه خدایى!

 تو دیدنى‏ترینى، اى دیدنى، كجایى؟

هر دیده مست راهت، غمدیده در پناهت

 خشكیده یاس عالم در حسرت جدایى

 اى آسمان اوّل!اى سایبان آخر!

اى چشم چشمه عشق! رحمى به بینوایى

آرام‏تر كه من هم با كودكان بیایم

پایى نمانده دیگر، جز دست بر دعایى

سخت است بى‏تو بودن، سخت است بى‏تو ماندن سخت است

 بى‏تو، بى‏تو، بى‏یار دلربایى

هر درد را دوائى، هر سینه را صفایى

 دنیاست غرق ظلمت، تو نور و روشنایى

 اى یادگار دیروز،اى ماندگار فردا

 اى بى‏قرار امروز، جانا چه آشنایى

آسان نمى‏توان رفت از خوان رحمت تو

بگذار تا بمانم در زیر گرد پایى

اُمّید نااُمیدان، مهدى سرت سلامت

 سنگ است قلب بى‏تو، ننگ است بى‏وفایى

میلاد سراسر نور حضرت بقیه الله الاعظم حجت ابن الحسن العسکری (عج) بر تمامی شیعیان و منتظران واقعی آن حضرت تبریک و تهنیت باد.

روابط عمومی ستاد یادواره شهدای امدادگر استان فارس

# نوشته شده در تاريخ   شنبه بیست و ششم مرداد 1387.  توسط گمنام  | 


خدايا!!!  من در اين دنيا چيزي ندارم و هر چه هست از آن توست.

بابايي هميشه با سري تراشيده، پيراهن و شلواري ساده در محافل حاضر مي شد .موهاي سر خود را همواره مي تراشيد تا از منيت خود حتي اندازه اي اندك، فرار كند و لباسي ساده مي پوشيد تا آنجا كه بار ها و بارها ايشان را با سرباز اشتباه مي گرفتند.

برآن شديم تا گوشه اي از بزرگي هاي سرلشكر خلبان شهيد عباس بابايي را باز گوييم، ديديم صفات نيك مردان خدا بي شمار است؛ گفتيم از سلوك او بنگاريم تا روش مردان نيك ضمير را بنمايانيم؛ ولي دريافتيم اهل طريقت جز ره عشق نمي پيمايند و عشق دريايي بي منتهاست. خواستيم تا مديريت، كارداني، تيز هوشي و انديشه او را در قالب كلمات بريزيم؛ اما براي نوشته هايمان واژه هايي درخور نيافتيم.....


جهت مشاهده ادامه مطلب کليک کنيد ...
# نوشته شده در تاريخ   سه شنبه پانزدهم مرداد 1387.  توسط گمنام  | 


 

شد امشب از رخ ابن الرضا چشم رضا روشن               چنانكه چشم احمد شد ز روى مرتضى روشن

به چشم دل تماشا كن كه هم چون اهل دل بینى               ز نور كبریایى شد حریم كبریا روشن

امام هشتمین را داده حق طفلى كه مى‌‏باشد               ز انفاسش صبا خرم ز رخسارش فضا روشن

گلستان حیاتش زین گل ریحانه شد خرم               شبستان امیدش گشت از این بَدرُ الدُجا روشن

همه شب تا سحر بر مهد ناز طفل نوزادش               بجاى شمع باشد روى آن شمس الضحى روشن

جواد آمد كه شادان شد ز میلادش دل زهرا               جواد آمد كز و شد قلب ختم الانبیا روشن

الا یا خاندان وحى و قرآن یا بنى الزهرا               ز میلاد جواد ابن الرضا چشم شما روشن

شكوه رحمتش چون مهر باشد هر طرف تابان               مقام عصمتش چون روز باشد هر كجا روشن

شود از غم چو شب روز بد اندیشى كه پندارد               نماند مشعل دین مبین بعد از رضا روشن

دگر تا روز محشر روشن و خاموش مى‌‏ماند               چراغى را كه مى‏سازد خدا خاموش یا روشن

«مؤید» را چه وحشت اندرین ظلمت‌سرا باشد               كه دارد جان و دل پیوسته از نور ولا روشن

 

میلاد با سعادت نهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت مبارک باد ...

روابط عمومی پایگاه امدادی نجاتگر

# نوشته شده در تاريخ   شنبه بیست و دوم تیر 1387.  توسط گمنام  | 


اى ماه، مستنیر ز نور لقاى تو

خورشید كسب فیض كند از ضیاى تو

اى خاص و عام از كرمت برده صبح و شام

پیوسته فیض از سر خوان عطاى تو

اى جبرییل میر ملك پیك انبیاء

خدمتگذار بر در دولت‌سراى تو

اى عاشر الائمه على النقى كه هست

 چشم امید خلق به مهر و وفاى تو

اى پور پاك معنى جود و كرم جواد

حاتم هزار بار خجل از ثناى تو

اى مظهر جلال و جمال خداى فرد

شد طوطیاى چشم ملك خاك پاى تو

در هر دو كون خرم و شاد است و رستگار

در دل هر آن كه داشت فروغ ولاى تو

خوفش ز آفتاب جز این است بى سخن

 در دهر هر كه زیست به تحت لواى تو

 تا مدفن شریف تو شد سرّ من رأى جان بخش

و غم زداى شد از صفاى تو

زد طعنه بر بهشت برین هر كسى كه دید

 آن گنبد منور و صحن و سراى تو

اى هادى هدایت دین مبین حق

اى آن كه مدح خوان تو باشد خداى تو

"علامه" با بضاعت فكرش كجا سزد

انشا كند چكامه مدح و ثناى تو

ایام شهادت دهمین اختر تابناک آسمان امامت و لایت امام هادی (ع) تسلیت باد. 

روابط عمومــي پــايگاه امــدادي نــــجاتگر

 

# نوشته شده در تاريخ   شنبه پانزدهم تیر 1387.  توسط گمنام  | 


فاطمه ای طلیعه عشق! ای بهانه هستی! ای عصاره وجود رسول(ص)!

پیش از تو خدای عالم، بهانه ای برای آفریدن نداشت. عشق بی معنا مانده بود.

فخر، فروتنی، بزرگی، آبرو، زیبایی و كمال همه واژه هایی تهی، بی فروغ و بی نشان بودند.

تو اما با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا كردی؛ فخر را مایه مباهات شدی؛ فروتنی در مكتب تو درس افتادگی آموخت؛ بزرگی، اوج از بلندای تو یافت. آبرو حتی از تو آبرو گرفت؛ زیبایی را تو زینت بخشیدی؛

و ... بالاخره كمال نیز بواسطه تو تكامل پذیرفت...

مانده ام از تو چه بگویم؟ چگونه  بگویم؟ كه قلم درمانده از ستایش توست؛ تویی كه:

تجلّی خدایی و خدای تجلّی؛

كه تمام حسنی و حسن تمام؛

كه دخت یكتای رسولی و یكتا دخت رسول؛

كه كوثر حقیقتی و حقیقت كوثر؛

كه چشم روشن رسولی و روشنای چشم رسول (ص)؛

كه محبوبترین همسری و همسر محبوبترین؛

كه فخر كمالی و كمال فخر؛

كه تجسّم عصمتی و عصمت مجسّم؛

كه حقیقت ژرفی و ژرفای حقیقت؛

كه طهارت محضی و محض طهارت؛

كه ...

# نوشته شده در تاريخ   دوشنبه سوم تیر 1387.  توسط گمنام  | 


ویژه نامه پایگاه اطلاع رسانی شهدای امدادگر به مناسبت شهادت دکتر مصطفی چمران

از جنس آنان پرستويي است که هميشه در پرواز بود به دنبال آشيانه. هيچ يک از آشيان هاي زمين راضي اش نمي کرد. او آسماني بود و مأوايش در آسمان. آنطور که مي گفت؛ عاشق بود. عشق، هدف حيات و محرک زندگي اش بود. زيباتر از عشق چيزي نديده بود و بالاتر از آن چيزي نخواسته بود. عشق بود که روح دريائيش را به تموّج وامي داشت و از خودبيني و خودخواهي مي رهاندش….. لرزش يک برگ، نور يک ستاره دور، موريانه کوچک، نسيم ملايم سحر، موج دريا و غروب آفتاب همه، احساس و روحش را مي ربودند و از اين عالم به دنياي ديگري مي بردنش. شيدايي اش براي تکامل بخشيدن به روحش بود و اوج گرفتن از اين دنياي خاکي به معشوق و لقاي معبود.

 

تو آن‌قدر با  معرفتی که چمران را می‌شناسی، بهتر از من! من خیلی تلاش کنم، بتوانم یک زندگی نامه ساده برایت بنویسم. زندگی نامه‌ای از چمران: مرد صالحی که یک روز با خلوص قدم زد در این سرزمین.

***

انگار به جای قلب، آتش در سینه داشت. چه سال 1311 که دنیا برای اولین بار او را دید، چه سال 1336 که در رشته الکترومکانیک دانشگاه تهران فارغ‌ التحصیل شد و چه سال بعدش که بورس تحصیلی گرفت و شد جزء اعزامی‌های آمریکا. مصطفی مخ بود. استاد آمریکایی مصطفی حیرت کرده بود از این بشر. نمره 21 داده بود به او. مصطفی با ممتازترین درجه، دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسمایش را گرفت و از آمریکا بیرون آمد. دیدی؟! آمریکا نماند!

***

از اولین اعضای انجمن دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات ملی شدن صنعت نفت هم شرکت داشت. در آمریکا هم کوتاه نمی‌آمد هم درس می‌خواند و هم کار سیاسی می‌کرد. انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا را هم خودش پایه‌ریزی کرد. رژیم پهلوی از موقعیت ویژه مصطفی که خبردار شد، بورس تحصیلی‌اش را قطع کرد. ولی مصطفی باز هم ادامه داد. رفت مصر، دو سال، سخت‌ترین دوره‌های چریکی و جنگ‌های پارتیزانی را آموخت و باز طبق معمول، بهترین شاگرد دوره معرفی شد. بهترین بودن برای مصطفی، دیگر عادی شده بود.

***

آدم‌هایی که به جای قلب، آتش در سینه دارند، اهل یک جا ماندن نیستند. مثل نسیم، در هر کوی و برزن می‌پیچند، به آنجا، جان می‌دهند و می‌گذرند. مصطفی هم که نسیم بود، حتی سبک‌تر از نسیم.. رفت لبنان، یار امام موسی صدر شد ، رهبر شیعیان لبنان، سازمان «امل» را بر اساس اصول و مبانی اسلامی پایه‌گذاری کرد. همان جا در قلب سوخته بیروت، مبارزه با صهیونیسم را آغاز کرد. حماسه‌های او تا آن سوی مرزهای فلسطین هم رفت جمعاً، مصطفی 21 سال از وطن دور بود.

***

موقعیت پاوه خطرناک شده بود. همه شهر در دست دشمن بود. اکثریت پاسداران قتل عام شده بودند. کمتر کسی جرئت می‌کرد راهی کردستان شود ولی چمران رفت. امام، خود شخصاً مصطفی را فرستاد مصطفی در عرض پانزده روز همه راه‌ها و مواضع راه‌بردی کردستان را به تصرف نیروهای انقلاب در آورد. به‌ او می‌گفتند: «مالک اشتر امام». شده بود وزیر دفاع، آن هم در آن موقعیت حساس جنگ. ایران دست خالی بود، اسلحه و مهمات کم داشت، شهید هم زیاد داده بود، ولی پیروزی پشت پیروزی به دست می‌آورد. ایران امکانات نظامی نداشت، مصطفی را که داشت!

***

ستاد جنگ‌های نامنظم تشکیل شد. یک واحد هم برای فعالیت‌های مهندسی داشت. ساختمان، جاده، نصب پمپ‌های آب کنار کارون، انشعاب از رودخانه به سمت تانگرهای دشمن که باعث عقب‌نشینی آنها شد، ساخت ابزار نظامی، ساخت پل معلق روی کرخه... .

دشمن به جای شناسایی مناطق، باید مصطفی را شناسایی می‌کرد.

***

فتح سوسنگرد، از آن کارهای شاق بود که با تلاش چمران و همین رهبر عزیز خودمان، آیت‌الله خامنه‌ای، انجام شد.

محرم بود. انگار خون حسین (ع) از کربلا در رگ‌های مصطفی و رزمنده‌های سوسنگرد جاری شده بود. خون هم که میل خاک دارد. می‌گردد و با هر روزنه‌ای، فواره می‌کند. چمران از پای چپ زخمی شد. همان شب اول، در بیمارستان، جلسه مشورتی فرماندهان نظامی بود.

تیمسار فلاحی، کلاهدوز، سرهنگ محمد سلیمی و شهید محلاتی دور تخت جمع شده بودند و پیشنهاد حمله به ارتفاعات الله اکبر همان‌جا مطرح شد. شب دومی وجود نداشت. گفتم که مصطفی اهل ماندن نبود. از بیمارستان زد بیرون.

***

بعد از تپه‌های الله اکبر نوبت بستان بود که عملی نشد. طرح تسخیر دهلاویه را ریختند. چمران بود و بروبچه‌های ستاد جنگ‌های نامنظم، ایرج رستمی فرمانده بود.

***

 31خرداد شصت بود. هنوز آتش  سینه مصطفی داغ داغ بود. حکایت مصطفی شده بود حکایت همان شمع که می‌سوزد و آب می‌شود و نور می‌دهد. شمعی روشن در دل تاریکی. حالا این شمع می‌تواند با یک نسیم خاموش شود یا با خمپاره. ترکش خمپاره وظیفه داشت. مصطفی را مسافر آسمان کند. وظیفه داشت دل بی‌تاب مصطفی را تحویل بگیرد... .

***

مصطفی می‌گفت: «در دنیا آدم‌هایی هستند که به ظاهر زنده‌اند. نفس می‌کشند. راه می‌روند، حرف می‌زنند، زندگی می‌کنند، اما در حقیقت اسیر دنیا، برده زندگی و ذلیل حوادث هستند. اینان برای آن‌که نمیرند، آن‌قدر خود را کوچک می‌کنند که گویا مرده‌اند. اما انسان‌های آزاده، ممکن است کوتاه زندگی کنند، ولی تا آنجا که زنده هستند، به راستی زندگی می‌کنند و با اختیار خود نفس می‌کشند. محکوم اراده دیگری نیستند. دیگران تسلیم او هستند».

 

ستاد برگزاری یادواره شهدای امدادگر (پایگاه امدادی نجاتگر)

# نوشته شده در تاريخ   پنجشنبه سی ام خرداد 1387.  توسط گمنام  | 


مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه مي‌تپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بي‌پناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان در‌آمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپس‌گيري شهر برآورده نمي‌شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.

 خرمشهر از همان آغاز، خونين‌شهر شده بود. خرمشهر خونين ‌شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزم‌آوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق مي‌توان نگريست؟

 آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما… راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمي‌يابند. گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرين‌تر است؛ و نگو شيرين‌تر، بگو بسيار بسيار شيرين‌تر است.

راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات… و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي مي‌بخشد كه اين راز را دريابد. آن كس كه لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمي‌يابد.

 آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب كرده‌اند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.

 آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند… كربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد علي جهان‌آرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد.

 شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بي‌انتهاي نور نور كه پرتوي از آن همه كهكشانهاي آسمان دوم را روشني بخشيده است.

# نوشته شده در تاريخ   پنجشنبه دوم خرداد 1387.  توسط گمنام  | 


راستي راستي ياس بوي مهرباني مي‌دهد ها ... يكي مي‌گفت ارغواني‌اش محشر است ... راستش تا به حال ياس بو نكرده بودم ... ديروز آمد و گفت: برايت ياس آوردم ... چه عطر خوشي داشت ... بوي ياس تمام دلم را برداشت ... عطرش توي تمام رگ‌هايم جاري شد ... جاري شد و من مست شدم ...

 جاري شد و من دلتنگ شدم ... جاري شد و من بي‌تاب شدم ... و فاصله‌ي من تا يادآوري آن اتفاق، همين مستي بود و دلتنگي و بي‌تابي ... راستي ياس پرپر ديده‌اي؟! ... ياس كبود؟! ... ياس سوخته چه‌طور؟! ... ديده‌اي پهلوي ياس بشكند؟! ... من نمي‌فهمم ... مي‌شود به من بگويي پهلوي شكسته دردش بيشتر است يا دل شكسته؟ ... من نمي‌فهمم ...

در كه آتش بگيرد، ياس كه پرپر بشود، علي كمرش مي‌شكند، نه؟ ... مادر، مقدس است، عشق هم ... عشق مادر به فرزند كه ديگر زبانزد است ... حالا اگر آن مادر، فاطمه باشد و آن فرزند، محسن ... آسمان هم قد خم مي‌كند از اين داغ ... ديگر قلمم ياري نمي‌كند ... بوي ياس مي‌پيچد و چشمانم را تر مي‌كند ... راستي راستي ياس بوي مهرباني مي‌دهد ...

# نوشته شده در تاريخ   یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387.  توسط گمنام  | 


شهادت هشتمین اختر تابناک اسمان امامت و ولایت ، علي ابن موسي الرضالمرتضي(ع) بر همه شيعيان تسليت باد.

 

روابط عمومی پایگاه امدادی نجاتگر

# نوشته شده در تاريخ   جمعه هفدهم اسفند 1386.  توسط گمنام  | 


شهادت مظلومانه سه ساله نازدانه ی ابا عبدالله الحسین (ع) تسلیت باد.

شهادت حضرت رقيه (س) تسليت باد.

خاك اينجا آرام است و متين، اما اين خاكها و اين زمين به ريگها و سنگهاى دشت كربلا نمى‏رسند، سرخى شقايق زيباست اما نه به زيبايى غروب خورشيد . آسمان آبى است و كبود، اما نه به كبودى رخسار رقيه .

 گريه كن! گريه كن! شايد در درياى چشمانت ‏بتوانى پرستوى پرسوخته‏اى را در امواج متلاطم و خروشانى كه همچون شلاقى بر بدن او فرود مى‏آيد ببينى .

 قصه‏ى تو، قصه‏ى امروز و فردا نبود . قصه‏ى تو، غصه‏ى بزرگى بود . قصه‏ى تو قصه‏ى مرگ بود . قصه‏ى تو، قصه‏ى جدايى از درياى عشق بود . نيلوفر كبودم! تو را پرپر كردند به جرم عشق با خورشيد . تو را از ساقه جدا كردند به جرم بودن در گلستان عشق، به ياد دارم اشكهاى بى‏صبرانه‏ات را كه چون شبنمى از گوشه‏ى چشمانت‏سرازير مى‏شدند و روى گلبرگهايت مى‏غلتيدند.

 وحشيان با هر شلاقشان نقشى خونين بر ساقه‏ات مى‏كشيدند . اما تو با آن همه ظرافتت دم بر نياوردى و همه‏ى آن زخمها را به اميد ديدار نورى از خورشيد به جان مى‏خريدى.

 تو، اى نيلوفر كبودم! تو كه بايد در آن ريگهاى گداخته با زنجيرهاى آهنين به هر سو كشيده مى‏شدى . با من سخن بگو، اى ناز دردانه‏ى خورشيد . اى گل سرسبد گلستان عشق . . . بگو كه برگهايت را جدا كردند و نقشى كبود بر گلبرگهايت ‏به يادگار گذاشتند .

 

# نوشته شده در تاريخ   دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386.  توسط گمنام  | 


 

دهه پرفروغ فجر بر همه فجر آفرینان مبارک باد.

 

و بالاخره فجر دمید ...

وخون هزاران لاله به ثمر نشست...

انقلاب پیروز شد...

 

ماه محرم نزديك بود و همه ميدانستند كه با طلوع اين ماه خيزش و جهش جديدي در انقلاب پيدا خواهد شد .


امام خميني چكيده فرهنگ اسلامي  و جامعه شناس واقعي جامعه ايران بودند ، ظرفيت انقلاب محرم را خوب ميشناختند .
اين بود كه چند روز قبل از ماه محرم با پيامي فصيح كه از آن عطر كلام حق به مشام ميرسيد ، دلها را متوجه  كربلاي حسيني كردند و فرمودند : 
با حلول ماه محرم ماه حماسه و شجاعت و فداكاري آغاز شد . ماهي كه خون بر شمشير پيروز شد .
ماهي كه قدرت حق باطل را تا ابد محكوم و داغ باطله را بر جبهه ستمكاران و حكومتهاي شيطاني زد .
ماهي كه به نسلها در طول تاريخ راه پيروزي خون بر سر نيزه را اموخت . ماهي كه شكست ابرقدرتها را در مقابل كلمه حق به ثبت رسند .
ماهي كه امام مسلمين راه مبارزه با ستمكاران را  به ما آموخت .................

 

شادی ارواح طیبه شهدای انقلاب اسلامی صلوات - التماس دعا

# نوشته شده در تاريخ   جمعه نوزدهم بهمن 1386.  توسط گمنام  | 


این محرم و صفر هست که اسلام را زنده نگاه داشته است...

ایام سوگواری سید و سالار شهیدان را خدمت همه شما دوستان عزیز تسلیت عرض می کنیم.

شادی ارواح طیبه شهدای امدادگر صلوات...

# نوشته شده در تاريخ   چهارشنبه نوزدهم دی 1386.  توسط گمنام  | 





کليه حقوق معنوي اين وبلاگ متعلق به ستاد برگزاري يادواره شهداي امدادگر استان فارس مي باشد.

 پايگاه امدادي نجاتگر - کانون دانشجويي هلال احمر دانشگاه آزاد اسلامي شيراز

 Copyright © 2007-2009 NEJATGAR RESCUE BASE . All Rights Reserved